اینستاگراممون رو راه اندازی کردیم فعلا همونجایی است که میخوایم..
دیور زبدجور سرما خوردم یه هفته ای بود که گلو درد داشتم اما دیروز در اثر بی احتیاطی راهی دکتر شدم و کلی دوا و نسخه و صبح هم نتونستم برم سرکار..
موتور اقاجون رو دزدیده اند
اگه چند روز زودتر صدام این شکلی میشد میتونست تو جشنواره رادیو جوان شرکت کنم :)
رئیسمون بهمون گفت وایسا کارتون دارم اما خودش زودتر رفت، حالا با این وعده ای که داده بودم برا فیلمبرداری مجلس تالار قصر آفتاب بمناسبت هفته بسیج خجالت زدهشون شدم که کنسل کردم
دیشب برا اولین بار به یه نابینا سر 15 خرداد کمک کردم تا با تاکسی بره مخابرات ..
تو فیلما خیلی دیده بودم که این کار رو میکنن اما تا حالا خودم باهاشون روبرو نشده بودم ..:)
از دیشب تا حالا چه بارونی میاد..صبح رفتم چترم رو بازکنم یهو دسته اش در اومد !! آقاجون دم در بود یه چتر دیگه بهم داد و سوارش شدم اومدم ! :) خداحفظش کنه
دیشب تا یک داشتیم رو تیزر و فیلمهای تاسوعا عاشورای امسال هیئت کار میکردیم.. بلکه بتونیم تا امشب فرداشب تمومش کنیم و به دست مردم برسونیم
خوابم میاد
یعنی منو سرویس کرد این پیام ..
تا سیستمو خاموش نکرده باشی خوبه اما به محض خاموش کردن و روشن کردن این کلمه به اعماق اقیانوس می بردت..سه هفته است هر چی فحش بلد بودم دادم، الان دیگه من! دارم کم میارم
بساطی داشتیم..
ادیت فیلم یادواره شهدا که چند بار به تعویق افتاده یه طرف
کپچر نشدن فیلمهای HDV یه طرف
خراب شدن سیستم تدوین و نصب چندین بازه ویندوز یه طرف
دو روز مرخصی رو حروم کردن یه طرف
بدشانسی دیروز در انواع بانکها ! یه طرف
ولی خوشبختانه با کوشش 8 ساعته دیروز عصر تا نیمه های شب و تمام کردن شب هشتم محرم جوشقان پارسال
روزنه ای امید ساعت 4 صبح سوسو زد
اما با خواب ماندن صبح و نرسیدن به سرویس استرس بیشتر شد :(
دیشب نمیخواستم تلفنمو جواب بدم شماره ناشناس بود اما جواب دادم و رفتم سر قرار ..البته قرار شد خبرم بده هرچند که خیلی دیرگفته اما یه مجلس 20 شبه سخنرانی دو دوربینه